عماد الدين حسن بن علي الطبري

315

مناقب الطاهرين ( فارسي )

شوهر خود را ؟ همچنين گفت . پس رسول عليه السّلام على را گفت : پاره‌اى آب بيار . كوزه‌اى به وى داد . آيتى از قرآن بر وى خواند و باد بر وى دميد و گفت : باز خور يا على و چيزى بگذار . على بازخورد . و آنچه گذاشته بود بر روى و سينهء على زد و گفت : اذهب اللّه عنك الرّجس و طهّرك تطهيرا . و پاره‌اى ديگر و با فاطمه همچنان كرد . و رسول عليه السّلام گمان برد كه ايشان در شب همچنان خفته بودند . جبرئيل آمد و خبر داد كه « تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً » . « 1 » و روز دوم رسول عليه السّلام بدانجا رفت و ايشان را يافت هر يكى به گوشه‌اى نشسته بودند به عبادت مشغول شده . دست ايشان بگرفت و بر سر نمطى « 2 » بنشاند كه از آن خديجه بودى و گفت : بايد كه شما به يك خانه باشيد و به يك جاى نشينيد و به يك جاى خسبيد . و رقيّه و زينب كه دختران خديجه بودند بجز فاطمه به حال حيات خويش به شوهر داده بود - رقيّه را به عتبة بن ابى لهب و زينب را به ابو العاص بن ربيع - و جهازى از آن ايشان بداده بود . و آنچه از آن فاطمه بود براى وى نهاده بود . و حسو بساختند « 3 » و رسول با ايشان به هم بخوردند . و رسول عليه السّلام به مسجد رفت و آن شب دعاى ايشان مىگفت و به خدا مىسپرد ايشان را . تا به وقت صبح هم پيش ايشان آمد . ايشان چون حسّ قدوم رسول بشنيدند ، در زير گليم رفتند . و رسول نگذاشت كه برخيزند و گفت : على حالكما . تا ساعتى برآمد ، على را گفت : ساعتى به مسجد رو .

--> ( 1 ) - سجده ( 32 ) / 16 . ( 2 ) - نمط : رويهء فرش ، نمد . ( 3 ) - حسو : نوعى طعام .